تبلیغات
یا مهدی(عج)
یا مهدی(عج)

آقاى رئیس؛ بهترین محك براى سنجش كارایى نظام بین‌المللى حاكم، ملاحظه‌ى تاریخ آفریقاى جنوبى و عملكرد سازمانهاى بین‌المللى در قبال تجاوزات رژیم نژادپرست است. كمتر حكومتى در تاریخ معاصر به اندازه‌ى رژیم نژادپرست، جامعِ جمیع صفات رذیله بوده و دولتى به خاطر جنایات خود به این اندازه مورد محكومیّت و ابراز تنفّر قرار گرفته؛ بنابراین دیگر بهانه‌اى براى انفعال مجامع بین‌المللى باقى نیست.

با این وصف، در حالى كه قرن بیستم به پایان خود نزدیك میشود، هنوز فضاى تنفّس براى ادامه‌ى حیات رژیم پرتوریا بازمانده است. مشكل آفریقاى جنوبى تنها یك مشكل آفریقایى نیست. هتك ارزشهاى والاى انسانى در هر گوشه‌ى زمین، تجاوز به حقوق همه‌ى بشریّت محسوب میگردد؛ بنابراین ادامه‌ى كمكهاى امریكا و برخى از كشورهاى اروپایى به رژیم پرتوریا و بى‌اعتنایى به تحریمهاى همه‌جانبه‌اى كه با دهها قطعنامه و بیانیّه توصیّه و تصویب شده، باید از سوى غیرمتعهّدها، تجاوز به حقوق همه‌ى كشورهاى عضو تلقى و محكوم گردد و مورد تنبیه قرار گیرد.


       جمهورى اسلامى ایران، به عنوان یك وظیفه‌ى اسلامى و ملّى و نیز یك وظیفه‌ى بین‌المللى، نه تنها قطع صدور نفت، بلكه تحریمى كامل و همه‌جانبه را علیه رژیم پرتوریا اعمال داشته و تلاش نموده كه حداكثر توان و امكانات خود را در راه نابودى نژادپرستى، استقلال نامیبیا و كمك به سركوبى تجاوز به كشورهاى خط مقدم به كار گیرد. این سیاست بدون هیچ تعلل باید از جانب كلیّه‌ى اعضاء، اعمال گردد و به صورت خط مشى در آید.
پیشنهاد میكنم اجلاس، كمیته‌ى ویژه‌اى را مركب از نمایندگان مناطق مختلف جغرافیایى در سطح سران مأمور كند كه به طور مستمر و بر حسب اقتضاى شرایط، خط مشیها و شیوه‌هاى اقدام نظامى، اقتصادى، سیاسى و فرهنگى را براى امحای كامل نظام نژادپرست، تدوین و ابلاغ كند. آفریقاى جنوبى دیر یا زود، با كمك ما یا بدون آن به اكثریّت سیاه تعلّق خواهد گرفت. ما نه به خاطر نیاز آنها، بلكه به منظور حفظ انسانیّتمان به اداى سهم خود در این راه موظّفیم.

آقاى رئیس؛ ما نسبت به مبارزات مردم نامیبیا تحت رهبرى سواپو اداى احترام میكنیم. برقرارى روابط دیپلماتیك با سواپو از جانب همه‌ى كشورهاى غیرمتعهّد كمترین اداى وظیفه‌ى ماست كه امیدوارم در همین اجلاس تحقّق یابد. وجدان بشریّت از آنچه در آفریقاى جنوبى میگذرد سخت آزرده است. وجود نظام آپارتاید در دنیایى كه ما زندگى میكنیم، تحقیرى براى همه‌ى ما به حساب مى‌آید كه باید بدان بسرعت پایان بخشیم.
كشورهاى خط مقدم با ایستادگى و مقاومت خود، به سخاوتمندانه‌ترین شكل، سهم خود را در راه آزادى اكثریّت آفریقاى جنوبى و استقلال نامیبیا پرداخته و صفحات زرینى را در تاریخ جهان سوم نگاشته‌اند. حمایت از كشورهاى خط مقدم در قبال تجاوزات آفریقاى جنوبى، اگر در شرایط فعلى صرفاً به شعار محدود شود تحسین و توجّه هیچكس را بر نمی‌انگیزد. جنوب آفریقا از صدها قطعنامه و بیانیّه كه در طول چهار دهه‌ى گذشته علیه رژیم پرتوریا به تصویب رسیده و به بایگانى مجامع بین‌المللى منتهى شده است، خسته است. آفریقا امروز عمل میخواهد.
جمهورى اسلامى ایران قاطعانه خواستار آن است كه جنبش غیرمتعهّدها در این دوره‌ى جدید هدف خود را ریشه‌كن كردن رژیم پرتوریا قرار دهد. زیمبابوه به عنوان ریاست فعلى باید حداكثر امكانات جنبش را بدین منظور به خدمت گیرد. جمهورى اسلامى ایران بنا به وظیفه‌ى بین‌المللى و مهمتر از آن، دستورات اكید اسلامى، كه دفاع از مظلوم و دفع ظالم را واجب شمرده، حداكثر توان و امكانات خود را در این راه تقدیم میدارد.

آقاى رئیس؛ شاید كمتر رژیمى را بتوان یافت كه به اندازه‌ى رژیم نژادپرست آفریقاى جنوبى و رژیم صهیونیستى در نظر و عمل شبیه یكدیگر باشند. هر دو داراى سیاستهاى تبعیض‌آمیز نسبت به ساكنین اصلى هستند. هر دو دائماً كشورهاى مجاور را مورد تجاوز سیستماتیك قرار میدهند. هر دو ركورددار نقض قوانین و مقررات بین‌المللى هستند، علیه هر دو بیش از هر كشورى قطعنامه و بیانّیه صادر شده است. هر دو از مصادیق بارز تروریسم دولتى هستند و هر دو عمدتاً به وسیله‌ى شیطان بزرگ و برخى از كشورهاى دیگر غربى تغذیه میشوند. همین مشابهت كامل، امروز این دو را به نحو بیسابقه‌اى به هم نزدیك و هماهنگ كرده و سیاست دو رژیم را مكمل یكدیگر قرار داده. نتیجه اینكه اتّخاذ شیوه‌هاى سازشكارانه در قبال صهیونیسم نیز منشأ كمترین تغییر مثبتى نخواهد شد.
ما معتقدیم جز از طریق مبارزه‌ى مسلّحانه‌ى تمام عیار، آزادى كامل سرزمین قدس امكان‌پذیر نخواهد بود. تجاوزگرى جزو صفات این رژیمها نیست كه بشود با مذاكره آن را زائل كرد، بلكه ماهیّت این دو رژیم چنین اقتضایى دارد.
تصویر همزیستى مسالمت‌آمیز مردم منطقه با چنین رژیمهایى جز اذهان ساده را مشغول نمیدارد.
با توجّه به سفر اخیر نخست وزیر رژیم صهیونیستى به مراكش مایلم در اینجا بویژه به برادران آفریقایى هشدار دهم كه سیاست بسط نفوذ صهیونیسم در آفریقا دنباله‌ى طبیعى سیاستهاى رژیم نژادپرست است و مآلاً جز به ضرر عظیم كشورهایى كه با صهیونیسم رابطه برقرار كرده‌اند، نخواهند انجامید. همكاریهاى این دو رژیم در زمینه‌هاى هسته‌اى بزرگترین هشدار نسبت به خطرى است كه آفریقا و خاورمیانه را بالسویه تهدید مى‌كند. همانند مسأله‌ى رژیم نژادپرست، مشكل صهیونیسم، جهانى است و ناچار مبارزه با هر دو باید از ابعاد بین‌المللى برخوردار باشد. سیاست غیرمتعهّدها در مورد هر دو رژیم باید از یك برنامه‌ى واحد و مشترك تبعیّت كند و به صورت لازم الاجراء مورد تصویب اجلاس قرار گیرد.

آقاى رئیس؛ غیرمتعهّدها در قبال مسأله‌ى لبنان نیز باید سیاست روشنى بر مبناى لزوم خروج فورى و بى‌قید و شرط نیروهاى رژیم صهیونیستى و نیروهاى چند ملّیتى اتّخاذ كند. خوشبختانه مبارزه‌ى بى‌امان و بسیار موفّق مسلمانان لبنان علیه نیروهاى غاصب و اشغالگر براى ما الهام‌بخش و سرمشق است.
لبنان قبل از اینكه براى جهان سوم یك مشكل باشد، یك درس است. مقاومت موفّق مسلمانان لبنان علیه حضور نیروهاى بیگانه و متجاوز به بهترین وجه ثابت نموده كه گناه تحكیم سلطه و تجاوز امپریالیسم را در هیچ نقطه‌اى از جهان سوم نمیتوان به گردن فقدان شرایط مادى انداخت. روحیّه‌ى ستم‌ناپذیرى تنها عاملى است كه میتواند توفیق مبارزه‌ى مسلمانان لبنان را توضیح دهد. حمایت از این مبارزه‌ى باشكوه و حماسى تا قطع كامل نفوذ قدرتها و رژیم صهیونیستى از لبنان باید عنصر اساسى سیاست واحد جنبش در قبال مسأله‌ى لبنان باشد.

آقاى رئیس؛ خاورمیانه با اهمیّت استراتژیكى و منابع عظیم انرژى همواره مورد نظر قدرتهاى بزرگ بوده و نتیجتاً به طور مستمر در معرض توطئه و تجاوز آنان قرار داشته است. و تحمیل رژیم صهیونیستى در این منطقه به منظور دائمى كردن تشنّج و زمینه‌سازى براى مداخله‌ى مستمر قدرتها بوده و لذا بروز انقلاب اسلامى و ظهور جمهورى اسلامى ایران كه لزوم نابودى رژیم صهیونیستى و قطع مداخله و نفوذ غرب و شرق از خاورمیانه را در صدر شعارهاى خود قرار داده، از آغاز تهدید جدى علیه منافع قدرتها تلقّى گردید. جنگ تحمیلى بر جمهورى اسلامى ایران، پاسخ عملى قدرتهاى سلطه‌جو علیه این تهدید بوده است. روند جنگ در طول شش سال گذشته، جریان كمكهاى تسلیحاتى به عراق از سوى هر دو قطب، سیل كمكهاى مالى مستقیم به عراق از سوى كارگزاران امپریالیسم در منطقه، سكوت مجامع بین‌المللى در قبال تجاوزات آشكار عراق به مقررات حقوق بین‌الملل، عدم تمایل شوراى امنیّت به رسیدگى به مسأله‌ى شروع تجاوز از سوى عراق و صدها دلیل و قرینه‌ى دیگر، همه بیانگر این واقعیّت مسلّم است: ظهور یك كشور واقعاً غیرمتعهّد در منطقه‌اى كه بشدت مورد طمع و علاقه‌ى اقطاب موجود است قابل تحمل نبوده و مى‌بایست بطور همه‌جانبه مورد تهاجم قرار گیرد. عراق به عنوان اهرم اجراى سیاست امپریالیسم در منطقه انتخاب و مأمور میگردد.

آقاى رئیس؛ اسناد جنگ چنین حكایت میكند: عراق با سوء استفاده از شرایط ایرانِ بعد از انقلاب و به تصور اینكه ارتش از هم پاشیده است حمله‌ى وسیعى را به منظور اشغال سرزمین و سقوط نظام انقلابی، آغاز میكند. قسمت بزرگى از خاك ایران اشغال میشود. شهرها و دهات و مناطق اشغالى با خاك یكسان میشود، مردم غیرنظامى به اسارت گرفته میشوند یا دسته جمعى اعدام میگردند. مقررات بین‌المللى یكى پس از دیگرى نقض میشود و قرارداد الجزایر كه میان رژیم كنونى عراق با رژیم شاه براى حلّ و فصل مسائل مرزى بسته شده بود، از سوى رئیس حكومت عراق پاره میگردد. كاربرد مكرر و وسیع سلاحهاى ضد انسانى شیمیایى بدون اعتنا به افكار عمومى جهانى در دو سه سال اخیر ادامه مى‌یابد. شهرها و اماكن مسكونى مورد حملات مكرر هوایى و موشكى قرار میگیرند. حتّى نسلهاى گذشته از این جنایات ضد بشرى مصون نمانده، یادگارهاى آنان و بناهاى تاریخى و میراثهاى فرهنگىِ بشرى نیز مورد تهاجم قرار میگیرند. و بدین ترتیب در طول شش سال جنگ تحمیلى، ركورد بسیارى از جنایات تاریخى شكسته میشود.

آقاى رئیس؛ نه داستان اسف‌انگیز جنگ در این چند جمله قابل خلاصه شدن است و نه عمق جنایات و تجاوزات رژیم عراق قابل اندازه‌گیرى. تجاوز و جنایت، كمیّت نیستند، هیچ اصل و معیار بین‌المللى یا بررسى كارشناسى و هیچ زبان و قلم آشنا به احساسات بشرى قادر نیست حتّى در یك مورد، میزان اندوه مادرانى را كه در آخرین لحظه‌هاى حیات، در حالى كه دختر بچه‌هاى مورد تجاوز قرار گرفته‌شان را براى آخرین وداع قبل از زنده به گور شدن دسته‌جمعى در آغوش میكشیدند بیان كند. انبوه استخوانهاى كشف شده از گورهاى دسته‌جمعى در هویزه و بستان و ناله‌ى هزاران كودكى كه بعد از حملات هوایى و موشكى در بالین اجساد پدران و مادران خود در ویرانه‌هاى دزفول و بهبهان و مریوان و دهها شهر دیگر خون گریسته‌اند... همه از عمق فاجعه حكایت میكند. با اینكه به محض آزادى خرمشهر و شكست مفتضحانه‌ى نیروهاى اشغالگر، رژیم عراق ناگهان تغییر ماهیّت داد و یك شبه صلحدوست شد. ملاحظه‌ى اسناد جنگ نشان میدهد كه جنایات ضد بشرى و نقض ابتدایى‌ترین اصول انسانى، پس از آن نیز همچنان ادامه یافته بلكه تشدید شده است. برخى از اسناد آن جنایات در بیمارستانهاى اروپا موجود است و به عقیده‌ى بسیارى از مراجع بین‌المللى، براى هیتلر و چنگیز آبرو خریده است.

آقاى رئیس؛ اگر صدها میلیارد خسارات مادى دو كشور را بر این فجایع اضافه كنیم، اگر ضرر ناشى از فوت فرصتهاى سازندگى براى هر دو ملّت را بر این مجموعه بیفزاییم، به نتیجه‌ى تكان‌دهنده‌اى میرسیم كه هیچ انسان آزاده‌اى نمى‌تواند در مواجهه‌ى با آن بیطرف بماند. ظلمى عظیم در معیار تاریخى، واقع شده است. تاریخ میگوید هرگاه جنگ‌افروزى و تجاوزات بین‌المللى مورد مجازات قرار نگرفته و عدالت تأمین نشده باشد، ریشه‌هاى جنگ، به انتظار لحظه‌ى مساعد براى بروز مجدد، زنده میماند. بدون تأمین عدالت، بدون رفع ظلم و بدون نابود كردن ذهنیّتهاى تجاوزگر، دعوت از ظالم و مظلوم براى همزیستى مسالمت‌آمیز، معنایى جز به رسمیّت شناختن ظلم و كمك به استمرار آن ندارد.
اگر جمهورى اسلامى ایران راهى براى جبران میلیاردها خسارت جنگ بیابد، جانِ از دست رفته‌ى بهترین فرزندان كشور ما و فرصتهاى از دست رفته‌ى سازندگى در بهترین سالهاى انقلاب چگونه قابل جبران خواهد بود؟ برخى میگویند: تنها یك اشتباه محاسبه درباره‌ى نیروهاى دفاعى جمهورى اسلامى ایران بود كه عراق را به شروع جنگ تشویق كرد، و اكنون كه جمهورى اسلامى ایران قدرت خود را نشان داده، این اشتباه محاسبه دیگر صورت نخواهد گرفت. این تحلیل به یك شوخى بیشتر شبیه است؛ زیرا آنچه براى امنیّت ملّى هر كشور اهمیّت دارد، وجود استعداد تجاوزگرى و سلطه‌جویى در آن سوى مرزهاست، و گرنه اشتباه محاسبه در هر مكان و هر لحظه امكان وقوع دارد. از زمانى كه رژیم عراق با یك كودتا روى كارآمده تاكنون نه تنها جمهورى اسلامى ایران بلكه اكثر كشورهاى منطقه، لحظه‌اى از تجاوزات آن در امان نبوده‌اند.

آقاى رئیس؛ جنگ متجاوزانه، ناشى از هر كس و یا هر انگیزه، همه جا بطور یكسان در خور سرزنش است؛ پس جنگ‌افروزى مستقیم امپریالیسم همان قدر منفور است كه تجاوزگرى عوامل دست‌نشانده‌ى آن.
آیا در حالى كه هر جرم كوچك شخصى همواره مستوجب مجازات است، میتوان پذیرفت كه یك جنایات عظیم بین‌المللى بى‌مجازات بماند؟ آیا وجدان جامعه‌ى جهانى میپذیرد كه رژیم متجاوز، صدها میلیارد دلار ثروت دو كشورِ در حال توسعه را به آتش بكشد و دهها هزار نفر مرد و زن و كودك را به قتل برساند، بزرگترین تشنّجها را در مهمترین مناطق استراتژیك دنیا ایجاد كند. اكثر مقررات مهم بین‌المللى را نقض كند و سپس هنگامى كه به كفّاره‌ى این همه جنایت، در آستانه‌ى سقوط قرار گرفت، ادعاى صلح‌خواهى كند و در مجامع جهانى، شعور و آگاهى نمایندگان كشورها را به مسخره گیرد؟ آیا میتوان باور كرد كه تاریخ، قراردادى است و بر حسب اقتضاى روز و علایق قدرتها میتوان آن را از سر نوشت؟ جنگ چگونه آغاز شد؟ به نظر میرسد بعضیها پیشنهادهاى سازنده‌اى براى تغییر تاریخ و سرگذشت جنگ دارند.
این پیشنهادها هر قدر سازنده باشد، نمیتواند ما را در متقاعد ساختن پدران و مادران داغدار و فرزندان یتیم ایرانى كمك كند كه از دست دادن عزیزانشان وهم و خیال بوده است. از زمان شروع جنگ به وسیله‌ى عراق تاكنون یك نسل نگذشته است. ما تاریخ و فجایع جنگ را به چشم دیده و با پوست و رگ خود لمس كرده‌ایم و مشكل است كه بتوانیم خود را فریب دهیم. كسانى كه معتقد به قراردادى بودن واقعیّات هستند، بهتر است تحریف تاریخ را از جاى دیگر آغاز كنند. از حوادث متعلّق به نسلهاى گذشته آنها میتوانند درباره‌ى صلح‌دوستى، نوع پرورى و سازندگیهاى هیتلر و چنگیز قلمفرسایى و سخنرانى كنند.

آقاى رئیس؛ بنا به تكلیف اسلامى و ملّى خود، و نیز بنا به اصول اولیّه‌ى جنبش، جمهورى اسلامى ایران موظّف است، رژیم جنگ‌افروز عراق را به مجازات رساند. البتّه خسارات معنوى وارد به هر دو ملّت ایران و عراق به حدى است كه جبران آن یقیناً غیرممكن است. همچنین با توجّه به نقض مستمر كلیّه‌ى مقررات بین‌المللى از سوى رژیم عراق، و ثبوت این واقعیّت تلخ كه این رژیم كمترین اهمیّتى براى مهمترین تعهّدات خود قائل نیست، هیچ تضمین بین‌المللى براى جلوگیرى از تجاوز مجدد عراق به خاك جمهورى اسلامى ایران نمیتواند نافذ باشد. در نتیجه عراق یعنى شروع‌كننده‌ى جنگ، مسؤولیّت ادامه‌ى آن را نیز به عهده دارد.
ناتوانى مجامع و مراجع بین‌المللى در برخورد قاطع با مسأله‌ى جنگ، خود جزء علل مهم ادامه‌ى جنگ به حساب مى‌آید: در حالى كه دو دوره از ریاست جنبش سپرى شده، جنگ تحمیلى هنوز به پایان عادلانه نرسیده است؛ یعنى نظام موجود بین‌المللى نتوانسته با جنگ برخوردى اصولى، عملى و واقعبینانه داشته باشد. مشكل اساسى از آن نشأت میگیرد كه راه‌حلّهاى پیشنهادى مجامع بین‌المللى و كشورهاى علاقه‌مند به برقرارى صلح فاقد توجّه و عنایت لازم به عنصر عدالت بوده است.
در آن هنگام كه عراق در موضع قدرت قرار داشت، مجامع بین‌المللى و كشورهاى جهان، اقدامى براى جلوگیرى از تجاوز و استقرار صلح نكردند ولى اكنون كه در اثر مقابله‌ى شجاعانه‌ى رزمندگان ما سرنوشت جنگ تغییر یافته و رژیم عراق به شكست قطعى تهدید میشود، از هر سو نداى صلح سر میدهند. امروز براى ما ثابت شده كه هدف بسیاری از واسطگان فقط نجات متجاوز است، نه نیل به صلح و عدالت. لاجرم بار تأمین عدالت، كه یك مسؤولیّت بین‌المللى در قبال هر نوع تجاوز است، در تمام دوره‌ى جنگ بر عهده‌ى جمهورى اسلامى ایران قرار داشته است.
یكى از مشكلات ما متأسفانه ناشى از دوگانگى معیار قضاوت در برخورد با اصل مسأله‌ى جنگ بوده است؛ مثلاً در حالى كه طبق اطلاعیه‌ى 1942 متّفقین در لندن، تعقیب هیتلر به عنوان جنایتكار جنگى از مهمترین هدفهاى ادامه‌ى جنگ شمرده شده كه خود یك سابقه‌ى حقوقى در این خصوص است، نسبت به اعمال مشابه عراق در طول جنگ، قضاوت و تصمیم مشابه معمول نگردیده است.
همان كشورهایى كه كاربرد سلاح هسته‌اى از سوى امریكا در هیروشیما را یك عكس‌العمل عادلانه در قبال شروع جنگ تلقّى كرده‌اند، پنج سال و نیم بعد از آغاز جنگ از سوى عراق، در نتیجه‌ى فشار افكار عمومى، تنها به اشاره‌اى بسیار ضعیف در مورد جنایت آغاز جنگ رضایت داده و حتّى به جاى یك تعبیر صریح، عبارت اعمال اولیّه را در آخرین قطعنامه‌ى غیرعادلانه‌ى شوراى امنیّت، گنجانیدند. متأسفانه همین دوگانگى معیار قضاوت، در مواضع برخى از كشورهاى غیرمتعهّد هم مشاهده شده است.
رژیم عراق در تمام طول جنگ اهم مقررات بین‌المللى، مانند منع كاربرد سلاحهاى شیمیایى، منع حمله به مناطق مسكونى و غیرنظامى، منع حمله به مؤسسات فرهنگى، منع حمله به وسایل حمل و نقل غیرنظامى هوایى و دریایی و منع سوء رفتار با اسراى جنگى را بنا به اسناد سازمان ملل، بكرات نقض كرده و على‌رغم ارتكاب این همه جنایت، مورد كمترین شماتت بین‌المللى قرار نگرفته است. با كمال تأسف برخى از كشورهاى غیرمتعهّد در برخورد با این جنایات حتّى از شوراى امنیّت، با همه قضاوتهاى غیر عادلانه‌اش عقب افتاده‌اند.
مایلم صریحاً اعلام كنم كه اگر جنبش نتواند جنایات رژیم عراق را كه تا این حد روشن و مستند است، مجازات كند در برابر آن موضعى صریح و عادلانه بگیرد، نباید امیدوار بود كه در مقابل تجاوزات و سلطه‌جویى قدرتهاى بزرگ و در مقابل تشنّجات و بحرانهاى عظیم جهانى منشأ كمترین اثرى باشد. رژیم عراق به چند اعتبار از جانب جنبش غیرمتعهّدها قابل تعقیب است: تجاوز به یك كشور انقلابى و غیرمتعهّد، نقض كلیّه‌ى مقررات بین‌المللى، تشنّج‌آفرینى و دعوت صریح از ابرقدرتها براى مداخله در امور منطقه، و به هرز بردن امكانات مادى منطقه در جهت منافع هر دو قطب و به ضرر جهان سوم.

آقاى رئیس؛ تنها ارتكاب یكى از این جرمها براى اخراج یك رژیم از جنبش كفایت میكند. اعلامیّه‌هاى باندوگ و بلگراد صریحاً شروع جنگ را، جنایتى علیه بشریّت اعلام میدارند. در این صورت چگونه میتوان ادامه‌ی عضویّت عراق در جنبش را توجیه كرد؟ آیا ما از مواضع باندوگ و بلگراد عقب‌نشینى كرده‌ایم؟ در حالیكه اعلامیّه‌ى بلگراد صریحاً تولید و كاربرد سلاحهاى شیمیایى را بى‌قید و شرط منع كرده، عراق حتّى پس از محكومیّتش از جانب شوراى امنیّت در 21 مارس 1986، بیش از سه بار در سطح وسیع دست به استفاده از این سلاح زده است. نقض اصول غیرمتعهّدها، تا كجا میتواند ادامه داشته باشد؟
لذا كمترین وظیفه‌ى جنبش اقتضا دارد كه اولاً رژیم عراق از جنبش اخراج گردد. ثانیاً از تجربه‌ى این جنگ ویرانگر به منظور جلوگیرى از بروز جنگهاى تجاوزكارانه‌ى مشابه استفاده شود. ثالثاً برنامه‌اى براى مجازات متخلّفین از اصول غیرمتعهّدها در كلیّه‌ى زمینه‌ها تنظیم، تصویب و اعمال گردد.
ما حقّ نداریم به خاطر ملاحظات و منافع آنى دو جانبه، در مجازات چنین جنایتى كمترین تخفیفى قائل شویم. كوچكترین سهل‌انگارى در این خصوص معنایى جز تشویق تجاوز و در مخاطره افكندن امنیّت و صلح نسلهاى معاصر و آینده ندارد. ملّت ما مصمم است یك بار و براى همیشه ثابت كند كه ستم را به هیچ قیمتى نخواهد پذیرفت و در این راه حدى براى فداكارى و ایثار نمیشناسد. درعین‌حال ما آماده‌ایم در هر راهى كه به برقرارى یك صلح دائمى و نابودى ریشه‌هاى جنگ و اختلاف و ایجاد روابط مسالمت‌آمیز با كلیّه‌ى كشورهاى منطقه انجامد، پیشقدم شویم. صلح به طور كلّى و بویژه براى منطقه‌ى حساس ما یك انتخاب نیست، یك ضرورت حیاتى است. ما چاره‌اى جز این نداریم كه با مجازات قطعى رژیم متجاوز، جنگ‌افروز و باجگیر عراق، برقرارى و استحكام چنین صلحى را در منطقه تضمین كنیم، به نحوى كه ترس از تجاوز در كلیّه‌ى كشورها جاى خود را به اطمینان و آرامش دهد و منافع عظیم اقتصادى منطقه مصروف توسعه و ترقّى و خودكفایى گردد.

آقاى رئیس؛ اغراق نیست اگر بگوییم كفّاره‌ى ستم‌پذیرى در قبال استقرار و تجاوزات رژیم صهیونیستى، در افغانستان پرداخت شده است. تحمل رژیم صهیونیستى در منطقه، یك ابرقدرت را به فكر واداشته كه در جهت اشغال قسمت دیگرى از سرزمین‌هاى اسلامى و نیز تحمیل یك رژیم ضد اسلامى بر آن تلاش كند. مشكل بزرگ افغانستان همچنان فراروى جنبش قرار دارد.
متأسفانه خروج بى‌قید و شرط و فورى نیروهاى اشغالگر هنوز از عمل بسیار دور است. جنبش نمیتواند همچنان وقت را به توصیّه در لزوم خروج نیروهاى اشغالگر بگذراند. كار جنبش نصیحت مكرر و بى‌نتیجه به ابرقدرتها نیست. بصراحت تأكید میكنم كه جنبش نمیتواند بین مبارزه‌ى مردم مسلمان لبنان، فلسطین و افغانستان یا نامیبیا براى خروج نیروهاى اشغالگر و بیگانه هیچ فرقى قائل شود. جنبش على‌الاصول نمیتواند از رژیمهاى دست‌نشانده‌ى ابرقدرتها حمایت كند. نهضت آزادیبخش و استقلال‌طلبانه‌ى افغانستان باید همچون سایر نهضتهاى آزادیبخش در غیرمتعهّدها داراى نمایندگى شود.
متأسفانه عملكرد جنبش در قبال مسأله‌ى افغانستان متوازن با سایر موارد مشابه نبوده است. اگر جنبش بتواند اشغال نظامى یكى از كشورهاى عضو را تحت هر بهانه تحمل كند، به واضحترین شكل از اصول خود منحرف شده است. حضور 5 میلیون آواره و پناهنده‌ى افغانى در ایران و پاكستان، گویاى وضع داخلى افغانستان است. جنبش نباید اجازه دهد كه سرنوشت افغانستان مورد معامله‌ى شرق و غرب قرار گیرد.
فعّالیّت امریكا براى جایگزینى نیروهاى اشغالگر فعلى نیز به هیچ وجه مورد قبول نخواهد بود. افغانستان باید مستقل و به معناى واقعى غیرمتعهّد باشد.

آقاى رئیس؛ وضع امریكاى لاتین لااقلّ از یك نظر توجّه‌ فورى غیرمتعهّدها را ایجاب میكند: رأى اخیر دادگاه لاهه علیه اقدامات غیرقانونى امریكا در حمایت از ضدانقلابیون نیكاراگوئه و عكس‌العمل امریكا در قبال این رأى، بیش از گذشته، نشان میدهد كه موازین و مقررات بین‌المللى به نحو بیسابقه‌اى در معرض هجوم قدرتها قرار گرفته، و نیز بیانگر این است كه نهادها و مؤسسات بین‌المللى تا جایى مورد احترامند كه كاملاً در خدمت بى‌قید و شرط منافع قدرتها باشند. و بالأخره گواه آن است كه حركت كشورها به سمت عدم تعهّد، ناچار با مقابله‌ى قدرتها مواجه میگردد.
اتّخاذ تدابیری عملی برای حمایت از كشورهای غیر متعهّد نوپا یك ضرورت انكارناپذیر است: جنبش وظیفه دارد كه عملاً به دفاع از نیكاراگوئه انقلابی برخیزد.

آقای رئیس؛ رأی دادگاه لاهه از سوی امریكا از یك سو و داعیّه‌ی این كشور در مبارزه با تروریسم از سوی دیگر تصویر بغایت مضحكی را به دست میدهد. البتّه در عمل هیچ تضادی در این سیاستها به چشم نمیخورد. طرح مبارزه با تروریسم از سوی ریگان، یعنی برنامه‌ی امریكا برای سركوبی نهضت‌های آزادیبخش و كشورهای غیرمتعهّد، تجاوز امریكا به لیبی و نیكاراگوئه بهترین دلیل این مدعاست. جنبش غیر متعهّدها نباید در قبال تهدید اعضای خود از جانب قدرتها منفعل بماند. جنبش میتواند و باید در قبال این تهدیدات، یك سیاست حفاظتی منسجم و دارای ضمانت اجرایی برای حمایت از كشورهای جهان سوم تدوین و اعمال كند. از این اجلاس میخواهیم كه به طور خاصّ اولاً حمله‌ی ناجوانمردانه‌ی امریكا در لیبی را كه از مصادیق بارز تروریسم دولتی است بشدت محكوم كند و ثانیاً روشهای دفاع عملی را در قبال هماهنگیهای برخی از كشورهای اروپا با امریكا مورد مطالعه قرار دهد.

آقای رئیس؛ جاسوسی ماهواره‌ای، بُعد جدید و خطرناكی از تجاوز امپریالیسم علیه جهان سوم به حساب می‌آید. ما معتقدیم نه تنها فضای كیهانی نباید به سلاحهای اتمی و غیر اتمی آلوده گردد بلكه اصولاً به استفاده از فضا به منظور اهداف جاسوسی باید پایان داده شود. در حالیكه استراق سمع و جاسوسی در همه‌ی كشورها جرم و قابل تعقیب شمرده میشود. قابل قبول نیست كه چشم و گوش‌های نامحرم و بد نیّت با استفاده از امكانات ماهواره‌ای دائماً كوچكترین حركات كشورها و ملّتها را زیرنظر گیرند و از آن علیه آنان استفاده كنند.

با توجّه به توصیّه‌ی آقای موگابه رئیس اجلاس برای محدود كردن سخنرانیها قسمتهایی از نطقم را از رو نمیخوانم و آنها را به اجلاس تقدیم میكنم تا به عنوان اسناد جنبش منظور گردد. حالا با توجّه به فرصتی كه به من داده شده است، در پایان مایلم كوتاه پاسخی به صحبتی كه دیروز درباره‌ی جنگ از طرف یكی از حضّار ایراد شد، اشاره كنم.

آقاى موگابه در صحبت شیواى امروز خود بدرستى گفتند كه بسیار تأسف‌آور است كه امروز اغلب كانونهاى تشنّج در جهان، در خاك كشورهاى غیرمتعهّد است. اجازه بدهید كه این واقعیّت را اضافه كنم كه عامل اصلى در همه‌ى این تشنّجات، تجاوز و روحیه‌ى تجاوزگرى است؛ بنابراین به گمانم همه‌ى ما در این عقیده شریك هستیم كه مقابله با تجاوز، جلوگیرى از اقدام به جنگ و سركوبى سیاستهاى تجاوزگرانه مى‌باید به عنوان محور اصلى سیاستهاى جنبش عدم تعهّد قرار گیرد. این همان اصلى است كه در اولین بند منشور ملل متّحد و دومین اصل از پنج اصل مهم عدم تعهّد ملحوظ گردیده است.
وی با اشاره به جنگ تحمیلى درخواست پذیرش میانجیگرى از جمهورى اسلامى ایران نمود. لازم است چند نكته را به ایشان یادآور نمایم:
1- به عنوان اصل مسلّم و غیر قابل انكار مسؤولیّت ادامه‌ى هر جنگى تماماً و به طور مستقیم متوجّه شروع‌كننده‌ى آن است.
2- هر موضعى كه با اصل اول منشور ملل متعهّد و اصول عدم تعهّد مبنى بر ریشه‌كن كردن عامل تجاوز نباشد، منجر به استقرار و استمرار تجاوز خواهد بود و از اینرو چنان موضعى كمكى به متجاوز است.
3- رفع تجاوز بنا به اصول بین‌المللى یك مسؤولیّت مشترك بین‌المللى است و بر هر اقدام دیگرى اولویّت دارد.
4- بدون مجازات متجاوز و احقاق حقوق قربانى تجاوز، تأمین عدالت متصور نیست.
5- حمله به كشور ما حمله به یك انقلاب بود و دفاع ما دفاع از یك انقلاب بود.
6- حمایت اعضاى غیرمتعهّد از قربانى تجاوز بر اساس اصول عدم تعهّد، یك مسؤولیّت و وظیفه است و تخطى از آن تخطى از اصول مهم جنبش است.
7- اگر امروز جنبش عدم تعهّد به كسانى، از سوى ملّت مورد تجاوز فلسطین، فرصت و اجازه‌ى شركت در جمع سران غیرمتعهّد میدهد، دقیقاً و صرفاً مبتنى بر همین اصل است و تردید در اجراى این اصل، حضور خود آنان را نیز زیر سؤال خواهد برد.
8- انتظار میرفت كه ایشان در سخنرانى دیروز صبح، از توفیقاتى كه ملّت فلسطین در مبارزه با تجاوزگریهاى رژیم صهیونیستى بدست آورده صحبت میكردند تا اینكه دیگران را به حمایت از تجاوز ترغیب كنند.
9- متأسفانه همین بینش باعث شده است كه فلسطین پس از چهار دهه‌ى طولانى هنوز قربانى تجاوز است.
10- اگر ایشان این روش شكست خورده و سیاست تسلیم و سازش با متجاوز را براى فلسطین تجویز میكند، بهتر است از توصیّه‌ى آن به دیگران به طور جدى احتراز كند.
11- از نظر جمهورى اسلامى ایران هر موضعى از جانب هر كس كه اصول فوق‌الذّكر را تأمین نكند مردود، بى‌اثر و غیر بیطرفانه است.
اجازه بدهید در پایان به ذكر یك نقل قول در 28 سپتامبر 1980 یعنى زمانیكه بخش وسیعى از میهن اسلامى ما در اشغال متجاوز بود، بسنده كنم. شخصى كه ایشان او را خوب میشناسند، در مصاحبه‌اى گفته بود:
«مایلم در برابر شما و در برابر ملّت عرب اعلام كنم كه تلاش برخى مقامات عرب را براى میانجیگرى رد كرده‌ایم. هیچیك از اعراب نباید یك موضع میانجیگرى داشته باشند. اگر آماده‌ى حمایت از برادر عرب خود در جنگ نیستند، حداقل مى‌باید سكوت كنند. این حداقل انتظار ماست.»

آقای رئیس،
علیرغم گذشت یك دهه از طرح نظام نوین اقتصاد بین‌المللی، و برخی خوشبینیهایی كه در زمینه‌ی مذاكرات شمال – جنوب وجود داشته، در عمل ثابت شده كه توفیق این مذاكرات در گرو اعطای امتیازات متعدد بویژه سیاسی به شمال است. همانطور كه در اجلاس ویژه‌ی مجمع عمومی اخیر سازمان ملل روشن گردید، غرب صریحاً در قبال كمكهای اقتصادی به افریقا، اجازه‌ی مداخله در نظام سیاسی و اقتصادی كشورها را طلب كرده است.
با كاهش قیمت نفت، دروغ بزرگ غرب رسوا گردید و معلوم شد كه بحران اقتصادی موجود كه مستمراً ازجهان صنعتی به جهان سوم صادر میگردیده، به هیچ وجه ناشی از افزایش بهای نفت در سالهای هفتاد نبوده بلكه مستقیماً معلول سیاستهای اقتصادی غارتگرانه بوده است. جنوب در شرایط فعلی، در مقابل سیاستهای بحرانزای جهانی مسلّح نیست. ما باید راه مستقل خود را طی كنیم و در مقابل فشارهای اقتصادی مقطعی منعطف نشویم. جمهوری اسلامی ایران به سهم خود در این جهت گامهایی برداشته است. ما افتخار داریم كه علیرغم همه‌ی فشارهای اقتصادی ناشی از جنگ، از هیچ كشور خارجی وام نگرفته‌ایم.
جمهوری اسلامی ایران تلاش كرده است كه در راه توسعه‌ی اقتصادی از هیچ الگوی وارداتی تبعیّت نكند. مجموعه‌ی بانكی غیر ربوی ما كه تبعیّت از واضحترین احكام قرآن كریم است، نتایج مثبتی به بار آورده و میتواند مورد استفاده‌ی سایر كشورها قرار گیرد. امیدواریم این اجلاس بطور جدی به كشف راههای مؤثّر توسعه‌ی همكاری جنوب – جنوب همت گمارد.

آقای رئیس؛ حركت مستقل جنوب نه تنها در زمینه‌ی اقتصادی بلكه در هر زمینه‌ای، مستلزم یك حركت فرهنگی و اخلاقی است. آنچه كه انسانها را به مبارزه علیه ظلم، استثمار و نظام سلطه و كلّاً بیعدالتی واداشته، منجر به پیدایش نظام نوین روابط اجتماعی بر پایه‌هایی عادلانه میگردد، عناصر اخلاقی است. واقعیّت دیگر اینكه جهان سوم هرگز از لحاظ استعدادهای طبیعی انسانی و منابع طبیعی فقیر نبوده است. نتیجه‌ی این دو واقعیّت یك حرف بیش نیست:
ضعف جهان سوم، مستقیماً و بیواسطه ناشی از یك ضعف اخلاقی و فرهنگی است. در واقع نه تنها جهان سوم بلكه مجموعه‌ی جهان از یك بحران اخلاقی رنج میبرد. بازكننده‌ی راه صدور بحران اقتصادی از شمال به جنوب، همان صادرات ضد اخلاقی و فرهنگی منحط به جنوب بوده است. نتایج ملموسی كه از انقلاب عظیم اسلامی ایران ـ كه قبل از هر چیز یك انقلاب فرهنگی و اخلاقی است ـ به دست آمده، این را تأیید میكند.
ورود فرهنگ مصرف، ابتذال و فحشاء به جهان سوم نه تنها همواره با واردات كالاهای صنعتی همراه بوده، بلكه تحت نام انتقال علوم و تكنولوژی نیز صورت گرفته است. خوشبختانه جنبش موفّق گردیده كه در طول دودهه‌ی گذشته، آگاهیهای اجتماعی جهان سوم را نسبت به ضعفهای سیاسی و اقتصادی حاكم بر كشورها و روابط بین‌المللی ارتقاء دهد.
لیكن رشد این آگاهیها، متناسب با آگاهیهای اخلاقی و حركتهای فرهنگی نبوده است.
رفع این نقیصه از مبرمترین وظایف جنبش در دوره‌ی آینده است. ما نه تنها ناچار از گشودن یك جبهه‌ی نبرد اخلاقی و فرهنگی در قبال هجوم اخلاقی منحط وارداتی هستیم بلكه همچنین بشدت نیازمندیم كه از طریق همكاریهای فرهنگی و اشاعه‌ی روشهای مشترك مبارزه با مادیگری و فساد و فحشاء و ستمپذیری، یك تحول اخلاقی زیربنایی را كه منشاء توفیق ما در سایر زمینه‌ها خواهد بود، به وجود آوریم.

آقای رئیس؛ مایلم در پایان سخن، البتّه نه به عنوان كم اهمیّت‌ترین موضوع، به وضع غیرمتعهّدها در مجامع بین‌المللی اشاره كنم. همانطور كه گفتم خوشبختانه امروز غیرمتعهّدها صاحب رأی مسلّط در جامعه‌ی بین‌المللی هستند. درست به همین دلیل، آن دسته از سازمانها و مجامع بین‌المللی كه به این رأی احترام گذاشته و در اجرای آن تلاش كرده‌اند، مورد هجوم قدرتها قرار گرفته‌اند.
حمله‌ی امریكا علیه سازمان «یونسكو» و مدیر كل كارآمد آن و خروج از آن سازمان، حمله به سازمان جهانی «فائو» و تهدیدات حملات اخیر امریكا علیه سازمان ملل متّحد، معانی و نتایج متعددی دارد. این حملات، میزان احترام واقعی قدرتها را به نظام دموكراسی نشان داده و دروغ بزرگ آنها را در حمایت از این نظام بیش از پیش رسوا ساخته است. استفاده از اهرمهای فشار مالی در قبال كاهش آرای موافق با امریكا و برخی دیگر از كشورهای غربی در مجامع بین المللی، به بهترین شكل نشان داد كه از نظر این كشورها حق، متناسب با زور و پول است و سازمانهای بین‌المللی همچون مؤسسات تجاری باید به ازای سرمایه‌گذاری، برای این كشورها جلب رأی كنند. به رغم انتظار این كشورها، غیرمتعهدها باید از این وقایع استقبال كنند.
این حركات، فرصت مناسبی را به وجود آورده كه غیرمتعهّدها مشاركت واقعی خود را در اداره‌ی این سازمانها افزایش دهند و اجرای آرای خود در زمینه‌های مختلف فعّالیّت بین‌المللی را تضمین كنند؛ بنابراین حمایت و پشتیبانی جدی از كلیّه‌ی سازمانهایی كه در معرض این قبیل حملات قرار گرفته‌اند، باید از وظایف مهم این دوره محسوب گردد.
نظام چند جانبه، امروز یك الزام است. غیرمتعهّدها میتوانند و باید با استفاده از اكثریّت آرایی كه دارند، نقش خود را در تحول نظام چند جانبه ایفا كنند.
ادامه‌ی بعضی از ضعفهای ساختاری در سازمانهای بین‌المللی، بویژه در سازمان ملل، قابل توجیه نیست. ساختار شورای امنیّت سازمان ملل باید تغییر بنیادی كند.
دستور كار مجمع عمومی سازمان ملل باید بر اساس نیازهای جهان سوم متحول گردد. امیدواریم در این دوره، شاهد توفیق قاطع غیرمتعهّدها در رفع نواقص مجامع بین‌المللی باشیم كه بعد از جنگ دوم، مانع اجرای وظایف اصلی در حفظ صلح و امنیّت جهانی و در ایجاد زمینه‌ی مناسب برای رشد مستقل و آزاد ملّتها شده است.

آقاى رئیس، عالیجنابان؛ صمیمانه امیدوارم این دوره از حیات جنبش، دوره‌ى شكوفایى معنویّت و منشأ یك تحول اخلاقى عمیق در جهان سوم باشد. باید مطمئن باشیم كه غنى‌ترین و عظیم‌ترین ذخائر فرهنگى متعلّق به ما است و خداوند متّعال نعمت را بر ما تمام كرده است. این ذخائر باید كشف شود و در خدمت عدالت، صلح، توسعه، ترقّى و تعالى ارزشهاى انسانى قرار گیرد، این توفیق میّسر نیست مگر اینكه توان خود را باور داشته باشیم. به خداوند تكیه كنیم، از او مدد بگیریم، ارزشهاى الهى را در جامعه جارى كنیم و به نیروى عظیم مردم جهت بدهیم. در این صورت نابودى همه‌ى ریشه‌هاى استعمار و استثمار و استكبار و الحاد در مدتى كوتاه‌تر از آنچه به تصور آید، حاصل خواهد شد. امید بستن به شمال خطا است، نگاه به شرق و غرب بى‌ثمر است. باید به آسمان، به قلّه‌هاى رفیع معنویّت و ارزشهاى الهى چشم بدوزیم. بگذاریم این جنبش كه به بهاى فداكاریها و تلاشهاى صادقانه‌ى انسانهاى بزرگ از جهان سوم و در نتیجه‌ى رنجهاى عظیم بشرى بنا شده مبیّن حقّ و عدالت، مشوق ایستادگى در مقابل ظلم و جنایت و برقراركننده‌ى صلح و معنویّت باشد.

والسلام على من التبّع الهدى

1) سوره حجرات، آیه 13




نوشته شده در تاریخ یکشنبه 5 شهریور 1391 توسط سرباز امام زمان (عج)
مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
By Ashoora.ir & Blog Skin

[cb:author_name]