تبلیغات
یا مهدی(عج)
یا مهدی(عج)

مسأله148-ده چیز، نجاست را پاك مى‏كند و آنها را مطهرات گویند:
 
اول: آب
.
دوم: زمین
.
بقیه مطلب را در ادامه مطالب ببینید

مسأله148-ده چیز، نجاست را پاك مى‏كند و آنها را مطهرات گویند:
 
اول: آب.
دوم: زمین.
 
سوم:آفتاب.
 
چهارم: استحاله.
 
پنجم:انتقال.
ششم: اسلام.
هفتم: تبعیت.
 
هشتم: برطرف شدن عین نجاست.
نهم: استبراء حیوان نجاستخوار.
 
دهم: غایب شدن مسلمان.

1-آب

مسأله149-آب با چهار شرط، چیز نجس را پاك مى‏كند:
اول: آنكه مطلق باشد. پس آب مضاف مانند گلاب و عرق بید، چیز نجس را پاك نمى‏كند
.
دوم: آنكه پاك باشد
.
سوم: آنكه وقتى چیز نجس را مى‏شویند آب مضاف نشود و بو یا رنگ یا مزه نجاست هم نگیرد
.
 
چهارم: آنكه بعد از آب كشیدن چیز نجس، عین نجاست در آن نباشد. و پاك شدن چیز نجس با آب قلیل یعنى آب كمتر از كر، شرطهاى دیگرى هم دارد كه بعدا گفته مى‏شود.

2- زمین

مسأله183-زمین با سه شرط ، كف پا و ته كفش نجس را پاك مى‏كند:
 
اول: آنكه زمین پاك باشد
.
 
دوم: آنكه خشك باشد
.
سوم: آنكه اگر عین نجس مثل خون و بول، یا متنجس مثل گلى كه نجس شده در كف پا و ته كفش باشد، به واسطه راه رفتن یا مالیدن پا به زمین برطرف شود.و نیز زمین باید خاك یا سنگ یا آجر فرش و مانند اینها باشد و با راه رفتن روى فرش و حصیر و سبزه، كف پا و ته كفش نجس پاك نمى‏شود.و اگر به واسطه غیر راه رفتن نجس شده باشد، پاك شدنش به واسطه راه رفتن اشكال دارد.

3- آفتاب

مسأله191-آفتاب، زمین و ساختمان و چیزهایى كه مانند درب و پنجره در ساختمان به كار برده شده و همچنین میخى را كه به دیوار كوبیده‏اند و جزءساختمان حساب مى‏شود، با شش شرط پاك مى‏كند:
اول: آنكه چیز نجس به طورى تر باشد كه اگر چیز دیگرى به آن برسد تر شود.پس اگر خشك باشد، باید به وسیله‏اى آن را تر كنند تا آفتاب خشك كند
.
دوم: آنكه اگر عین نجاست در آن چیز باشد، پیش از تابیدن آفتاب، آن را برطرف كنند
.
سوم: آنكه چیزى از تابیدن آفتاب جلوگیرى نكند.پس اگر آفتاب از پشت پرده یا ابر و مانند اینها بتابد و چیز نجس را خشك كند، آن چیز پاك نمى‏شود. ولى اگر ابر به قدرى نازك باشد كه از تابیدن آفتاب جلوگیرى نكند، اشكال ندارد
.
چهارم: آنكه آفتاب به تنهایى چیز نجس را خشك كند.پس اگر مثلا چیز نجس بواسطه باد و آفتاب خشك شود، پاك نمى‏گردد، ولى اگر باد به قدرى كم باشد، كه نگویند به خشك شدن چیز نجس كمك كرده، اشكال ندارد
.
پنجم: آنكه آفتاب مقدارى از بنا و ساختمان را كه نجاست به‏آن فرو رفته، یك مرتبه خشك كند.پس اگر یك مرتبه بر زمین و ساختمان نجس بتابد، و روى آن را خشك كند و دفعه دیگر زیر آن را خشك نماید، فقط روى آن پاك مى‏شود و زیر آن نجس مى‏ماند
.
 
ششم: آنكه مابین روى زمین یا ساختمان كه آفتاب به آن مى‏تابد، با داخل آن، هوا یا جسم پاك دیگرى فاصله نباشد.

4- استحاله

مسأله195-اگر جنس چیز نجس به طورى عوض شود كه به صورت چیز پاكى در آید، پاك مى‏شود و مى‏گویند استحاله شده است.مثل آن كه چوب نجس بسوزد و خاكستر گردد، یا سگ در نمكزار فرو رود و نمك شود.ولى اگر جنس آن عوض نشود، مثل آن كه گندم نجس را آرد كنند یا نان بپزند، پاك نمى‏شود.

5- كم شدن دو سوم آب انگور

مسأله202-آب انگورى كه جوش آمده، پیش از آنكه ثلثان شود، یعنى دو قسمت آن كم شود و یك قسمت آن بماند، نجس نیست ولى خوردن آن حرام است. ولى اگر ثابت‏شود كه مست كننده است، حرام و نجس مى‏باشد و فقط به سركه شدن پاك و حلال مى‏شود.

مسأله203-اگر مثلا در یك خوشه غوره یك دانه یا دو دانه انگور باشد،چنانچه به آبى كه از آن خوشه گرفته مى‏شود آبغوره بگویند و اثرى از شیرینى در آن نباشد و بجوشد، پاك و خوردن آن حلال است.

مسأله204-چیزى كه معلوم نیست غوره است‏یا انگور، اگر جوش بیاید، حرام نمى‏شود.

6-انتقال

مسأله205-اگر خون بدن انسان یا خون حیوانى كه خون جهنده دارد، یعنى حیوانى كه وقتى رگ آن را ببرند، خون از آن جستن مى‏كند، به بدن حیوانى كه خون جهنده ندارد، برود و خون آن حیوان حساب شود پاك مى‏گردد، و این را انتقال گویند.پس خونى كه زالو از انسان مى‏مكد، چون خون زالو به آن گفته نمى‏شود و مى‏گویند خون انسان است، نجس مى‏باشد.

مسأله206-اگر كسى پشه‏اى را كه به بدنش نشسته بكشد و نداند خونى كه از پشه بیرون آمده از او مكیده یا از خود پشه مى‏باشد، پاك است. و همچنین است اگربداند از او مكیده ولى جزو بدن پشه حساب شود.اما اگر فاصله بین مكیدن خون و كشتن پشه به قدرى كم باشد كه بگویند خون انسان است، یا معلوم نباشد كه مى‏گویند خون پشه است‏یا خون انسان، نجس مى‏باشد.

7- اسلام

مسأله207-اگر كافر شهادتین بگوید، یعنى بگوید:"اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمدا رسول الله"، مسلمان مى‏شود، و بعد از مسلمان شدن، بدن و آب دهان و بینى و عرق او پاك است.ولى اگر موقع مسلمان شدن، عین نجاست به بدن او بوده، باید برطرف كند و جاى آن را آب بكشد.ولى اگر پیش از مسلمان شدن، عین نجاست برطرف شده باشد، لازم نیست جاى آن را آب بكشد.

مسأله208-اگر موقعى كه كافر بوده، لباس او با رطوبت به بدنش رسیده باشد و آن لباس در موقع مسلمان شدن در بدن او نباشد، نجس است.بلكه اگر در بدن او هم باشد، بنابر احتیاط واجب باید از آن اجتناب كند.

مسأله209-اگر كافر شهادتین بگوید و انسان نداند قلبا مسلمان شده یا نه، پاك است.ولى اگر بداند قلبا مسلمان نشده، بنابر احتیاط واجب باید از او اجتناب كرد.

8- تبعیت

مسأله210-تبعیت آن است كه چیز نجسى به واسطه پاك شدن چیز نجس دیگر، پاك شود.

9-برطرف شدن عین نجاست

مسأله216-اگر بدن حیوان به عین نجس مثل خون، یا متنجس مثل آب نجس، آلوده شود،چنانچه آنها برطرف شود، بدن آن حیوان پاك مى‏شود.و همچنین است باطن بدن انسان مثل توى دهان و بینى.مثلا اگر خونى از لاى دندان بیرون آید و در آب دهان از بین برود، آب كشیدن توى دهان لازم نیست. ولى اگر دندان عاریه در دهان نجس شود، باید آن را آب بكشند، به احتیاط واجب.

10-استبراء حیوان نجاستخوار

مسأله220-بول و غائط حیوانى كه به خوردن نجاست انسان عادت كرده، نجس است.و اگر بخواهند پاك شود باید آن را استبراء كنند، یعنى تا مدتى كه بعد از آن مدت دیگر نجاستخوار به آن نگویند، نگذارند نجاست بخورد و غذاى پاك به آن بدهند.و بنابر احتیاط واجب باید شتر نجاستخوار را چهل روز و گاو را بیست روز و گوسفند را ده روز و مرغابى را پنج روز و مرغ خانگى را سه روز، از خوردن نجاست جلوگیرى كنند، و غذاى پاك به آنها بدهند.

11-غایب شدن مسلمان

مسأله221-اگر بدن یا لباس مسلمان یا چیز دیگرى كه مانند ظرف و فرش در اختیار او است نجس شود و آن مسلمان غایب گردد، اگر انسان احتمال بدهد كه آن چیز را آب كشیده یا بواسطه آنكه مثلا آن چیز در آب جارى افتاده پاك شده است، اجتناب از آن لازم نیست.





نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 9 دی 1388 توسط سرباز امام زمان (عج)
مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
By Ashoora.ir & Blog Skin

[cb:author_name]